عید اومَه ـ محمد عارف

ادامه نوشته

از چِنگِ سَحَر تا بُنگِ شوم حیرونُم ـ محمد عارف

ادامه نوشته

نگاه خسته ام را در به در کرد ـ محمد عارف

ادامه نوشته

رقص باران ـ محمد عارف

ادامه نوشته

سر حیرونُ، دِل ویلونُ، وُی وُی تو گولومَن ـ محمد عارف

ادامه نوشته

همیشه خواستم ـ محمد عارف

ادامه نوشته

تیر دَر رُو ـ محمد عارف

ادامه نوشته

تنفس ادبي پزشكيان ادامه دارد ـ گزارشي از بيست و هفتمين سالروز در گذشت محسن پزشكيان

 

تصاويري از مراسم بيست و هفتمين سالروز درگذشت محسن پزشكياندرست بيست و هفت سال پيش بود. بيست و پنجم خردادماه 58. روزي كه جامعه‌ي ادبي و هنري ايران وداع سنگين يكي از پرچم‌داران ادبيات و هنرهاي بومي را تحمل كرد. شهيد محسن‌پزشكيان از آن دست هنرمنداني بود كه با نگاهي پژوهشي به مسائل حوزه‌ي جغرافيايي زندگي خود به خلق آثار كم‌نظيري در راستاي ادبيات و هنر شهرستان كازرون پرداخت. مجموعه‌ي قصه‌هاي مردم كازرون، ضرب‌المثل‌هاي كازروني و صنايع‌دستي كازرون از جمله‌ي پژوهش‌ها و تأليف‌هاي وي در حوزه‌ي ذكر شده است كه پزشكيان را به بطن زندگي مردم ديارش نزديك كرده بود و با تأثير بر روحيه‌ي لطيفش، وي را به خلق آثار زيبايي همچون شعرهايي به لهجه‌ي شيرين كازروني كشانده بود.

به واسطه‌ي سطح گسترده‌ي فعاليت‌هايش، در اين بيست‌وهفت سال فراغش همواره ياد و خاطر وي در ذهن فعالين اجتماعي و ادبي شهرستان كازرون بود و تا آنجا كه امكان داشت در هر فضايي نام و يادي از وي به ميان مي‌آمد. از جمله‌ي آنها مي‌توان به برپايي يادواره‌اي ويژه‌ي گراميداشت اين هنرمند در سال 75اشاره كرد.

اما امسال سالروز درگذشت محسن پزشكيان، به گونه‌اي ديگر رقم خورد...

 

ادامه نوشته

يونس ـ شهيد محسن پزشكيان

ادامه نوشته

بار ديگر آيا... ـ شهيد محسن پزشكيان

ادامه نوشته

تو عطر محرم دشتي نسيم عرياني! ـ شهيد محسن پزشكيان

ادامه نوشته

خواب‌هاي كودكي ـ شهيد محسن پزشكيان

ادامه نوشته

رباعي‌ها ـ شهيد محسن پزشكيان

ادامه نوشته

طرح‌ها ـ شهيد محسن پزشكيان

ادامه نوشته

لاله‌هايي كه در پاييز روييدند ـ شهيد محسن پزشكيان

ادامه نوشته

حافظم اي كازرون بي ـ محمد عارف

ادامه نوشته

ليست وبلاگ‌ها و وب‌سايت‌هايي كه به "شعر كازرون" لينك داده‌اند

 
ادامه نوشته

«ماکیاولیزم» هم که بد نباشد ـ فرزانه مؤذن

ادامه نوشته

فضا در هم ـ بهنام دهقاني

ادامه نوشته

سعدیا! ـ فرزانه مؤذن

ادامه نوشته

زنگ گوش فلزي مي‌خواهد ـ بهنام دهقاني

ادامه نوشته

چشمت گره گشود ، آن شب ز مشکلم ـ فرزانه مؤذن

ادامه نوشته

تخت‌آباد ـ بهنام دهقاني

ادامه نوشته

قلم به دست گرفتم، مداد را بكشم ـ ليلا (زينب) صبوري‌زاده

ادامه نوشته

و براي من و تو جاده پر از خار و خس است ـ ايمان زارع

ادامه نوشته

گريه كردم گريه هم اين‌بار آرامم نكرد ـ زنده‌ياد نجمه زارع

ادامه نوشته

من ـ فريده دهداران

ادامه نوشته

و گفتي جان بده، جاني ندارم ـ عباس شمشيري

ادامه نوشته

كلاه ـ سيد محمدعلي آل‌مجتبي

ادامه نوشته

هميشه اينطوري نيست! ـ عباس ظهرابي

ادامه نوشته