تبليغاتX
مجموعه ی شعر شاعران کازرون - خاک، شاهد بود مشتی استخوان را از تنت ـ زنده یاد نجمه زارع

 

خاک، شاهد بود مشتی استخوان را از تنت

باد، پس زد پرده راز نهان را از تنت

 

آب، اقیانوس رگ‌های تو را خون گریه کرد

آتش، آتش زد دل آتش‌فشان را از تنت

 

خاک و باد و آب و آتش، در تو چیزی دیده‌اند

که سراغ امروز می‌گیرند آن را از تنت

 

عرش لرزید و تو را صدها ملک زانو زدند

آن زمانی که جدا کردن جان را از تنت

 

از زمین مرده بیرون می‌کشند اینک تو را

تا کبوترها ببینند آسمان را از تنت

 

رفتی و در آسمان‌ها گم شدی بی‌فایده ست

هر چه می‌پرسد زمین نام و نشان را از تنت

+ نوشته شده توسط محسن عباسپور |