تبليغاتX
مجموعه ی شعر شاعران کازرون - شب است و باز چراغ اتاق می‌سوزد ـ زنده یاد نجمه زارع

شب است و باز چراغ اتاق می‌سوزد

دلم در آتش آن اتفاق می‌سوزد

 

در این یکی دو شبه حال من عوض شده است

و طرز زندگی‌ام کاملاً عوض شده است

 

صدای کوچه و بازار را نمی‌شنوم 

و مدتی است که اخبار را نمی‌شنوم

 

اتاق پر شده از بوی لاله عباسی

من و دو مرتبه تصمیم‌های احساسی

 

اتاق، محفظه‌ی کوچک قرنطینه

کنار پنجره ـ بیمار ـ صبح آدینه

 

کنار پنجره بودم که آسمان لرزید

دو قلب کوچک همزاد همزمان لرزید

 

چه ناگهانی و ناباورانه آن شب سرد

تب تکلف تقدیر زیر و رویم کرد

 

نگاه‌های شما یک نگاه عادی نیست

و گفته‌اید که عاشق شدن ارادی نیست

 

تو حس مطلع رنجیدن و بزرگ شدن

و خط قرمز دنیای کودکانه‌ی من

 

من و دو راهی و بیراهه‌ها و زوزه‌ی باد

و مانده‌ام که جواب تو را چه باید داد

 

شب است و باز چراغ اتاق می‌سوزد

به ماه یک نفر انگار چشم می‌دوزد

 

چگونه می‌رند این مراحل تازه

هزار پرسش و خمیازه پشت خمیازه

 

هوای ابری و اندوه باید و شاید

هنوز پنجره باز است و باد می‌آید

 

چقدر خسته‌ام از فکرهای دیرینه

به خواب می‌روم اینجا کنار شومینه

 

چراغ خانه‌ی ما نیمه روشن است انگار

و خواب‌های تو درباره‌ی من است انگار

 

چراغ خانه، چراغ اتاق روشن نیست

هنوز آخر این اتفاق روشن نیست

+ نوشته شده توسط محسن عباسپور |